على آقا نورى
101
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
6 . اعتقاد به عصمت و تولّى و تبرّى و برخى از نشانههاى ديگر نيز در تعريفهاى ديگر مشاهده مىشود . به نظر مىرسد كه هريك از تعابير مورد اشاره ، كه نوع گرايش صاحبان آنها نيز به تشيّع يكسان نيست ، ناظر به معرفى تشيّع به عنوان يك اعتقاد و باور متمايز از ديگر معتقدات فرقهاى است ، و به ديگر سخن ، بيان باورهاى اصلى و كلامى شيعه به عنوان يك جماعت مذهبى است . قيد رايج مشايعت و پيروى از امام على عليه السّلام را نيز بايد حمل بر اعتقاد كلامى و همراهى با حضرت على عليه السّلام در حقوق آن بزرگوار ( چه بر اساس شايستگى ذاتى و چه بر اساس يك حق ويژهء الهى ) و اعتقاد به پيروى از مكتب روحانى آن حضرت ( و نه پيروى عملى از وى ) تحليل كرد . بنابراين ، گنجاندن برخى از ويژگىهايى كه از طرف اهل بيت عليهم السّلام بيان شده و ناظر به تعريف شيعيان واقعى و آرمانى است ، « 1 » در تعريف اصطلاحى « شيعه » نوعى خلط اصطلاح است . « 2 » پرواضح است كه اگر بخواهيم در تعريف خود ، پيروى از سلوك اخلاقى و سيرهء فردى حضرت على عليه السّلام و ديگر امامان شيعه عليهم السّلام را مورد ملاحظه قرار دهيم ، بعيد است كه در آن صورت بتوان مصاديق قابل توجهى براى شيعه پيدا كرد . با اينحال ، هيچيك از تعاريف ياد شده به تنهايى بر همهء مصاديق و گونههاى فرقهاى شيعه ، بهطور جامع و مانع منطبق نيست ؛ چرا كه صرف اعتقاد به برترى امام بر ديگر اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، همانگونه كه در برخى تعاريف آمده است ، ملازم با پذيرش شايستگى او براى امامت نخواهد بود . و شايستگى آن حضرت به امامت نيز ملازم با پذيرش حقوق منصوص و الهى آن بزرگوار براى چنين مقامى نمىباشد . افزودن « اعتقاد به امامت و يا مرجعيت دينى مصاديق مشخص از فرزندانش » را به
--> ( 1 ) . برخى از اين احاديث در كتاب صفات الشيعة شيخ صدوق و بحار الانوار ، ج 68 آمده است . ( 2 ) . چنين خلطى را نك . در : ابن تيميه ، منهاج السنه ، ج 2 ، ص 106 ؛ قفارى ، اصول الشيعة ، ج 1 ، ص 54 . وى در آنجا مىگويد : شيعيانى مدعى پيروى از على عليه السّلام و ائمه هستند و در عمل تابع آنها نيستند ، پس شيعه نيستند .